![]() |
![]() |
|
|
سعیده جان وقتی کامنت رو خوندم اول باورم نشد تو که دوست 4 ساله ی منی و هم دانشگاهیم این حرفو زدی
اما عیبی نداره هر کس نظرش محترمه اما خواهر گلم اینو بدون که باید واسه کسایی متاسف باشی که نون رو به نرخ نفت و سیب زمینی و گوشت و مرغ روز می خورن باشی.باید برای کسایی متاسف باشی که دارن هموطن های منو تورو می کشن و عذاب میدن.باید واسه کسایی که تئوری مارشال مک لوهانو خوندن و امروز دنیا رو فقط به اندازه ی صندلی م مقامشون میبینن متاسف باشی.بیشتر فکر کن شاید وجدانت از خواب تعصب بیدار بشه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 13:40 توسط سارا حامدی |
|
|
سرمشق های آب بابا یادمان رفت
رسم نوشتن با قلم یادمان رفت شعر خدای مهربان را حفظ کردیم اما خدای مهربان یادمان رفت |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 0:47 توسط سارا حامدی |
|
|
من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس
بند بند وجودم همه در حسرت یک پروازند من به پرواز نمی اندیشم....... به تو می اندیشم که زیباتر از اندیشه ی یک پروازی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 21:32 توسط سارا حامدی |
|
|
من از دست خودم خسته م
نه از تو یا از این کابوس از اینکه توی رویاهام به چشمات می گم اقیانوس من از دست خودم خسته م نه از ساعت نه از تقویم از این عمری که با هم رفت از این راهی که طی کردیم چرا برگردم از راهی که با یاد تو طی کردم نمی تونم بدون تو نمی شه بی تو برگردم یه فانوس نور خورشید از شبای تو شده سهمم من از احساس تو چیزی به جز تردید نمی فهمم تموم پنجره ها رو به روی روشنی بستم نرنج از من عزیز دل من از دست خودم خسته م |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 16:59 توسط سارا حامدی |
|
|
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همینجاست بخند دست خطی که ترا عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند آن خدایی که بزرگش خواندی بخدا مثل تو تنهاست بخند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 8:58 توسط بهزاد امیرکیانی |
|
|
زندگي وزن نگاهيست كه در خاطره ها مي ماند شايد اين حسرت بيهوده كه بر دل دادي شعله گرمي اميد تو را خواهد كشت. زندگي درك همين اكنون است زندگي شوق رسيدن به همان فردايست كه نخواهد آمد تو نه در ديروزي و نه در فردايی ...ظرف امروز پر از بودن توست شايد اين خنده كه امروز دريغش كردی آخرين فرصت همراهي با اميد است. زندگي ياد غريبيست كه در حافظه خاك به جا مي ماند. زندگي سبزترين آيه در انديشه برگ زندگي خاطر دريايي يك قطره در آرامش رود. زندگي حس شكوفايي يك مزرعه ..در باور بذر. زندگي باور درياست در انديشه ماهي در تنگ . زندگي ترجمه روشن خاك است در آيينه عشق. زندگي فهم نفهميدن هاست. زندگي پنجره اي باز به دنياي وجود تا كه اين پنجره باز است جهاني با ماست آسمان...نور....خدا....عشق....سعادت با ماست .فرصت بازي اين پنجره را دريابيم در نبنديم به نور.در نبنديم به آرامش پر مهر نسيم .پرده از ساحت دل برگيريم رو به اين پنجره با شوق سلامي بكنيم. زندگي رسم پذيرايي از تقدير است وزن خوشبختي من ...وزن رضايتمنديست. زندگي زمزمه پاك حيات است ميان دو سكوت. زندگي خاطره آمدن و رفتن ماست لحظه آمدن و رفتن ما تنهاييست.... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 21:44 توسط سارا حامدی |
|
|
یادم باشد......
یادم باشد حرفی نزنم که دلی بلرزد،خطی ننویسم که آزار دهد کسی را یادم باشد که روز و روزگار خوش است و تنها دل ما،دل نیست یادم باشد جواب کینه ر با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم یادم باشد باید در برابر فدیادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم یادم باشد از چشمه درس خروش بگیرم و از آسمان در پاک زیستن یادم باشد سنگ خیلی تنهاست،... یائم باشد با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن آمده ام......نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان یادم باشد زندگی را دوست دارم یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم. یادم باشد می توانم با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد. یادم باشد معجزه قاصدک ها را باور داشته باشم. یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود. یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم. یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم. یادم باشد زنده ام و یادم باشد که خواهم مرد روزی...... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 13:34 توسط سارا حامدی |
|
|
ایستاده بودم منتظر به امید دستی که پنجره ام را به روی روشنایی باز کند و تو آن را گشودی
با سخاوت خورشید و رحمت باران.دانه ام را از کویر نادانی برون آوردی و دردشت علم رویاندی من با دست های تو بارور شدم و رشد کردم.تو مرا به انتهای دشت بردی،در آنجا اقاقی هایی دیدم که نور میپاشیدند و از دیار شب گذر می کردند.تو یک اقاقی به دستم دادی و راهم را روشن نمودی.اینک ما ایستاده ایم،من و تو،تا که باز کنیم پنجره بسته را بر روی طالبان نور. روبه رویمان دریچه ای است که به دشت روشنایی گشوده میشود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 22:11 توسط سارا حامدی |
|
|
ایستاده بودم منتظر به امید دستی که پنجره ام را به روی روشنایی باز کند و تو آن را گشودی با سخاوت خورشید و رحمت باران. دانه ام را از کویر نادانی برون آوردی و در دشت علم رویاندی.من با دست های تو بارور شدم و رشد کردم،تو مرا به انتهای دشت بردی،در آنجا اقاقی هایی دیدم که نور می پاشیدند از دیار شب گذر میکردند.تو یک اقاقی به دستم دادی و راهم را روشن کردی اینک ا ایستاده ایم.من و تو،تا که باز کنیم پنجره بسته را بر روی طالبان نور.روبرویمان دریچه ای است که به دشت روشنایی گشوده میشود.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:2 توسط سارا حامدی |
|
|
در شرایطی که نیروی انتظامی جمع آوری ما هواره ها را در دستور کار خود قرار داده و تا کنون دیش های بسیاری جمع آوری شده است و در حالی که بحث بودن یا نبودن و داشتن یا نداشتن ماهواره چند سالی است در مجلس جریان دارد و هنوز به نتیجه قطعی نرسیده . هر کدام از شبکه های ماهواره ای لس آنجلسی و یا اروپایی به تناوب اقدام به پخش سریال ها و مجموعه های تلویزیونی ایران می کنند که این مساله جای بحث فراوانی دارد . آنچه مسلم است فیلم های سینمایی و مجموعه های تلویزیونی ایرانی به وسیله "اجنه" و " از ما بهتران " تقدیم یا تحویل شبکه های ما هواره ای آنسوی مرزها نمی شود و بی گمان دست هایی به صورت آشکار و پنهان در کار است که نمایش های تلویزیونی و سینمایی به وسیله آنها سر از تلویزیون های اروپایی و لی آنجلسی در می آورد . حاصل زحمات برنامه سازان تلویزیون و فیلمسازان سینمای ایران که در شبکه های تلویزیونی خارج از کشور نشان داده می شود یا دارای مجوز های رسمی از سوی مقامات رسمی و متولیان امور هنری کشور می باشد و یا مانند محصولات سینمایی که گاه همزمان با اکران عمومی فیلم ها در قالب "سی دی" و "دی وی دی " به وسیله دست فروش های خیابانی و یا برخی از مغازه داران در سطح شهر دست به دست می گردد به صورت قا چاق و به طور غیر رسمی و غیر قانونی به دست مسئولان تلویزیون های ما هواره ای می رسد . اگر فرض را بر این قرار دهیم که نمایش فیلم ها و سریال هایی که متعلق به تلویزیون و دست اندر کاران سینمای ایران است با مجوز رسمی مقامات مسئول کشورمان به دست صاحبان تلویزیون های خارجی می رسد که در این صورت فلسفه جمع آوری ماهواره ها و محروم ساختن ایرانی ها از دیدن برنامه های فرهنگی تلویزیون های ماهواره ای زیر سوال می رود . چون صدور مجوز برای نمایش فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی در شبکه های ماهواره ای به منزله به رسمیت شناختن این گونه تلویزیون ها توسط مسئولان فرهنگی کشورمان است و بنا بر این مردم حق دارند از برنامه های ماهواره ای بهره مند شوند . اما اگر مجوزی در کار نیست و تلویزیون های آن سوی مرزها از راه های غیر رسمی به این فیلم ها و سریال های ایرانی دسترسی پیدا می کنند و یا از طریق کپی برداری . آنها را به نمایش می گذارند صورت مساله تغییر می کند و بررسی های افزونتری را می طلبد . با اینکه قانون "کپی رایت " در مملکت ما وجود ندارد و نویسندگان و هنرمندان کشورمان نمی توانند از این قانون برای حفظ منافع خود و جلوگیری از سوء استفاده از آثارشان بهره مند شوند . ولی در دیگر نقاط دنیا قانون کپی رایت دقیقا رعایت می شود و سوء استفاده کنندگان از آثار هنرمندان بدون کسب اجازه از صاحبان آثار شدیدا قابل تعقیب هستند . بنابر این سازمان صدا و سیما و متولیان سینمای ایران در صورت مشاهده هر یک از فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی که بدون مجوز رسمی از شبکه های تلویزیونی ماهواره ای پخش می شود . می توانند اعتراض خود را در مراجع بین المللی مطرح کنند و از سوء استفاده کنندگان آثار ادعای غرامت نمایند . وقتی سریالی که ماه ها از شبکه های تلویزیونی ایران پخش می شود و یا فیلم های سینمای ایران که مدت ها روی اکران عمومی بوده . به صورت شبانه یا هفتگی از تلویزیون های ماهواره ای پخش می شود و کسی را بر نمی انگیزد تا در مقام دفاع از حقوق حق برنامه سازان و فیلمسازان معترض داخلی برآید . این استنباط متبادر به ذهن می شود که سیاست هایی خاص و دست هایی در کار است تا این فیلم ها و نمایش های تلویزیونی در خارج از کشور نیز به نمایش گذاشته شود . در حالی که عملا مشاهده می شود که تلویزیون ایران بخصوص شبکه سه هنگامی که فوتبالی را به طور غیر رسمی از شبکه های خارجی دریافت می نماید و به پخش آن اقدام می کنند . دستکم نام فرستنده پخش کننده را حذف می کنند و یا اگر فیلم سینمایی را در برنامه "سینمای حرفه ای" شبکه چهار به نمایش می گذارند که مجوز رسمی آن را دریافت ننموده اند با ترفند قسمت قسمت کردن فیلم به نمایش آن اقدام می کنند تا گرفتار تبعات و پیامد های قانونی آن نشوند و کسی نسبت به پخش غیر رسمی و غیر قانونی مسابقات فوتبال یا فیلم های سینمایی اعتراض نکند . اما تلویزیون های آن سوی مرزها حتی با آرم شبکه های مختلف تلویزیون ایران آشکارا و بی محابا سریال های تلویزیونی پر مخاطب نظیر : نرگس . باغ مظفر . پرواز در حباب و ... را پخش می کنند بی آنکه از عاقبت کارشان واهمه ای داشته باشند . بی اعتنایی اینگونه شبکه های ماهواره ای به قوانین بین المللی و تجاوز به حریم حرفه ای سینما گران و برنامه سازان ایرانی در زمینه پخش آثار سینمایی و تلویزیونی . موید این نکته است که آنها اطمینان خاطری از ادامه کارشان دارند و نیک می دانند که معارضی نخواهند داشت . حال جان کلام و پرسش اساسی همینجاست که این حضرات این اطمینان خاطر را چگونه به دست آورده اند ؟ آیا اشخاصی مجموعه های تلویزیونی یا فیلم های سینمایی را به طور رسمی در اختیار تلویزیون های ماهواره ای قرار می دهند و در ازای آن پولی دریافت می شود یا مسئولان تلویزیون های برون مرزی . سریال ها و فیلم های سینمایی ایران را کپی برداری کرده و آنگاه بدون هیچگونه دغدغه خاطر و واهمه ای از تبعات و پیامد های قانونی آن اقدام به پخش می کنند . در چنین شرایطی مسئولان تلویزیون و متولیان امور فرهنگی کشور باید پاسخگوی این مساله باشند .اگر تلویزیون های برون مرزی فیلم های سینمایی و نمایش های تلویزیونی را به طور رسمی نمایش می دهند و در ازاء آن پولی به مسئولان مربوطه می پردازند که باید موضوع بر همگان روشن شود و دست کم فیلمسازان و برنامه سازان بدانند که آثارشان به رایگان در تلویزیون های خارجی پخش نمی شود و آنها بابت این فیلمها پولی می پردازند و قراردادی بسته اند . اگر این حضرات فیلم ها و نمایش های تلویزیونی را به صورت غیر رسمی و غیر قانونی کپی برداری کرده و آنگاه اقدام به پخش آن می کنند . بر متولیان فرهنگی ایران در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا وسیما فرض است که برای جلوگیری از پخش این آثار فرهنگی اقداماتی فوری و عاجل به عمل آورند و اجازه ندهند حاصل زحمات شبانه روزی هنرمندان ایران به جیب صاحبان تلویزیون های ماهواره ای برود و آنها در کنار سرقت آثار فرهنگی ایرانیان و پخش آنها در کنار آگهی ها و پیام های بازرگانی متعدد . پول های کلانی به جیب بزنند و نیز در فرصت هایی که به دست می آورند علیه مسایل فرهنگی . سیاسی . اجتماعی . اقتصادی و ورزشی کشورمان رجز خوانی کنند . مساله پخش فیلم ها و سریال هایی که قبل از انقلاب تهیه شده است مانند سریال های : " دایی جان ناپلئون . کاف شو . ایتالیا ایتالیا یا فیلم های سینمایی نظیر : صمد . قیصر . گوزن ها . رضا موتوری . تپلی . تنگسیر . گنج قارون و ... و دیگر فیلم های مطرح دهه های چهل و پنجاه که همه روزه از شبکه های مختلف لس آنجلسی به نمایش در می آید . دقیقا روشن نیست که از کدامین کانال و چگونه به دست مسئولان تلویزیون های برون مرزی رسیده و در این مقال قصد آن نداریم به این موضوع بپردازیم چون دقیقا مشخص نیست این فیلم ها و سریال ها چگونه و به وسیله چه افرادی به خارج از کشور رفته است و نیز به عنوان متولی و وکیل سازندگان این فیلم ها و سریال ها نمی خواهیم بگوییم وقتی فیلم ها و سریال های آنها علاوه بر پخش مکرر از شبکه های ماهواره ای . به صورت "سی دی و دی وی دی " های گرانقیمت نیز در کشورهای اروپایی و آمریکایی به فروش می رسد . منافعش به جیب چه کسانی می رود . لابد سازندگان این آثار برای حفظ منافعشان فکرهایی کرده اند یا می کنند . اما بحث بر سر این است که اگر افرادی در ابتدای انقلاب ایران به آرشیو تلویزیون یا آثار سینمای ایران دسترسی پیدا کرده و این آثار ارزشمند صوتی و تصویری را به خارج از کشور فرستاده و به خیال خود فیلم ها و سریال های ایرانی را مفت و مجانی و یا با دریافت پول های اندک در اختیار خواهرهای ناخوانده تلویزیونی یعنی تلویزیون های برون مرزی قرار داده اند . بی گمان دست به رفتار و کرداری غیر متعارف . غیر اصولی و بالاخره غیر قانونی زده اند که از این رهگذر از گنجینه آثار ادبی و هنری صوتی و تصویری کشورمان سوءاستفاده کرده اند و عملا به نوعی در امانت داری خیانت ورزیده اند . از این مبحث می گذریم و به بحث تداوم این حرکت در بعد از انقلاب می پردازیم . اگر در بحبوحه انقلاب افرادی فرصت طلب و سود جو به طور غیر قانونی آثار فرهنگی و هنری کشورمان را به خارج برده اند و در ازای آن به منافعی دست یافته اند . اکنون که بیست و هشت سال از انقلاب می گذرد و همه امور کشور ظاهرا در بستری قانونمند قرار گرفته است . این پرسش به ذهن متبادر می شود که امروز چگونه آثار فرهنگی بخصوص در حوزه صوت و تصویر به خارج از کشور ره می یابد ؟ اگر این مهم به صورت قانونی و رسمی صورت می پذیرد . چرا متولیان امور در اینباره با مردم سخنی نمی گویند و اگر آثار صوتی و تصویری کشورمان بطور غیر رسمی و غیر قانونی در تلویزیون های ماهواره ای نمایش داده می شود . چرا و به چه دلیلی اقدامی برای جلوگیری از پخش آن صورت نمی گیرد و شکایتی علیه قاچاقچی های تصویری و سارقان صوتی در مراجع رسمی بین المللی مطرح نمی شود ؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 20:29 توسط بهزاد امیرکیانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
استاد نصیری آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
| نویسندگان |
|
بهزاد امیرکیانی سارا حامدی |
| پیوندها |
|
ارامه بابک احمدی غزاله عشاری رضا بیطرفان میثم محمدی کافه تیتر کاغذ پاره ها کاوه یه همکلاسی یک عاشق (محمد رضا ) |
|
RSS
|